۱/۲۱/۱۳۸۸

از تو با که سخن توانم گفت ؟ ای آرزوی همیشه که تو را به دست فراموشی سپردم ؟
...
یادت هست ؟
روزی
نگاهی
پناهی






از تو با که سخن توانم گفت ؟
ع
ش
ق
...
گفته بودم که غم دل ...
کجایی ای غم دل ؟
مرا تنها مگذار ...
آن کس که نان به اندوه نخورد و شب را به زاری سپری نساخت ... شما را نخواهد شناخت
ای نیروهای آسمانی ....


دلم برای آسمان پر ستاره ، دلم برای آسمان تنگ است
دلم برای اشک ها و لبخند ها تنگ است
تو را ...
؟
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه کنم که غم از دل برود چون تو بیایی ...
...
غم دل ، مرو ...
غم دل ، تنهایم مگذار ...
بی تویی ، سکون است ، بی تویی مرگ است ، مرداب است ...


از تو با که سخن توانم گفت ؟



۴ نظر:

ناشناس گفت...

از تو تنها با خیال خود سخن توانم گفت. راز تو را محرمی نیست جز دل، که هر دم ویران تر از دمی پیش می‌‌یبمش

ناشناس گفت...

ویدیوی کاملی درباره جنبش سبز و اعلام روز پنج شنبه اول مرداد ماه به عنوان روز برگزاری چهلم شهدای کودتا
http://www.youtube.com/watch?v=OCrFyVJPrKQ

ناشناس گفت...

I love ur notes.Though I dont want u be too sad to write them...

maryam گفت...

tnx alot for reading my note ...
and tnx alot again for you comment